نوشته شده توسط آزادی    جمعه ، 24 ژانویه 2014 ، 15:35    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

کابلافغانستان

   1 دلو1392

انجنیر عزیزاحمد

معاون شورای رهبری نهضت واحد زحمتکشان افغانستان

شماچه میگوئید ؟؟؟!!!

من میگویم :

    سرمایه داری به حیث روند ضروری درمسیر تکامل خصلتاً با فیودلیزم واشکال عنعنوی تولیدواقتصاد درتضاد است وآنرا مانع رشد سرمایه ، صنعت وتکنالوژی معاصرکه جهان را به دهکدۀ کوچک تبدیل نموده است میداند.

    سرمایه داری درمسیر تکاملش از مراحل مختلف چون مبارزه با فیودلیزم وکلیسا ، لبرالیزم ، نیولبرالیزم، مراحل انحصاری وامپریالیستی سیرنموده است وفعلاًباایجاددولت های رفاهی با اهداف درظاهردلسوزانه تروبشردوستانه ترکه فرابورژوازی است می پردازد ، ولی اهداف آن هم مثل سابق عمدتاً به استعمارواستثمار کشیدن یک ملت نه بلکه قاره ها میباشد که نمونه های آنرا لشکرکشی هابه عراق وافغانستان وجنبشهای بهارعرب تشکیل میدهد .

     شعارهای دموکراسی وحقوق بشرشعارهای اند که برای خاموش کردن وخواباندن تقاضاها وخواست های ملت ها مطرح میشود ، اگرمنافع سرمایه داری ایجاب کند ازعقب مانده ترین ومنفورترین سیستم هاحمایت میکند . دفاع از نظام فاشیستی شیلی دفاع ازسیستم شاهی عربستان ، دفاع از حاکمیت نظامی گران مصروالجزایردربرابرحکومات اتنخابی همه وهمه مصداق های این مدعاست .

    درشرایط پس از فروپاشی جماهیراشتراکی شوروی پلان های سرمایه داری با شرقمیانۀ بزرگ و آسیای میانۀ بزرگ عملی میشود .

    سرمایه داری عمدتآ از سه بخش یعنی صنعت ، زراعت و تجارت وارد میدان می شود وبین خود رقابت می کنند. درین مبارزه هر بخش می کوشد با سرمایه گذاری کم  سود زیاد بدست آورد.

    درکشورماافغانستان سرمایۀ تجاری برندۀ این میدان است . صنایع تولیدی ولو کوچک در مقیاس جهانی اما زیر بنایی برای ما چون نساجی های گلبهار- بگرام - بلخ پشمینه بافی جنگلک تولید و پروسس زیتون میوه قندهار سیلو ها فابریکات تولید پا پوش های پلاستیکی ، سمنت ....... و ده ها تصدی و بانک های انکشاف زراعتی و صنعتی را توسط شبکه های کباری از بین برده . کارگران و کارمندان آنرابه حیث تفاله به بازار کار که خریدار زیاد هم ندارد  پرتاب نموده است.

    دهاقین و زمینداران کوچک که از طریق تولیدات مشروع و عنعنوی چون گندم ، جو ، جواری ، ترکاری و میوه عاید ناچیز بدست می آورند که کفایت تامین ضروریات غیر دهقانی استهلاکی و ضروری آن ها را نمی کند ورشکست شده اکثراً زمین های شانرا بالای شرکت های ساختمانی و خریداران منفرد به فروش رسانده مدتی با پول آن گذاره می کنند وعدۀ محدود آن به سرمایه گذاری های چون دکانداری خریدوفروش اموال میپردازند. در نهایت اکثریت این ها هم باورشکستگی مانند کارگران تفاله بازار کار می شوند.

    بخشی از سرمایۀ تجاری با وارد کردن اجناس ضروری و استهلاکی به قیمت ارزان و کیفیت تحت سوال مصروف شده که با نبود حمایت های دولتی از تولیدات مشابه داخلی ، توانایی رقابت را از ان ها

گرفته است و پیشه های مختلف که دستگاه های تولیدی کوچک مانند بوت دوزی ، پوستین دوزی ، پلاستیک سازی ، مسگری ، آهنگری ، موبل سازی ، نجاری چرمگری........ را شامل می شود ورشکست شده و با سر نوشت کارگران و دهقانان جبراً کشانده میشوند ، تحصیل کرده ها و متخصصین در رشته های مختلف برخاسته از عناصر متشکله دو صف که با موجودیت زمینه های مساعد ترقی و توسعه امکانات رشد بیشتر می یابند به جز از تعداد انگشت شمار- اکثریت با زمینه های تنگ محدود وارد میدان مبارزه می شود و در صفی که برای تغیر مبارزه می کند می ایستند.

    زحمتکشان ، روشنفکران ، صنعت کاران و پیشه وران کشور ازین حالت رنج می برند و درد می کشند.

    بخشی از مالکین بزرگ که فیودل های سابق را در بر می گیرد ، در ساحۀ تحت حاکمیت دولتی زمین های شانرا نمره بندی نموده مستقلانه و یا در مشارکت با شرکت های ساختمانی به شهرک سازی ، ساختمان هوتل های مجلل عروسی و بلند منزل ها پرداخته و بعضاً با ساختن اسناد جعلی زمین های دولتی را غضب و تصرف نموده به این منظور به کار انداخته اند . بخشی دیگری از این مالکین  که عمدتاً در ساحات نا امن و به دور از حاکمیت دولتی قرار دارند در همدستی با بخشی از سرمایه برنده تجاری و قوت های مسلح مخالف حاکمیت به کشت کوکناروتولیدتریاک که پر درآمد است می پردازد و به حیث سرمایۀ زراعتی وارد معاملات کشت ، تولید ، ترافیک و ترویج تریاک گردیده وارد بازار مافیایی و اقتصاد مافیایی میشود . نتیجتـآ در چنین حالت دو صف متقابل هم شکل می گیرد. یکی کارگران دهقانان ، پیشه وران ، روشنفکران ، صنعتکاران ملی و دومی زمینداران بزرگ در ساحات نا امن ، سرمایه تجاری مافیایی، صدور اموال استهلاکی در کشور و عوامل نفوذی آن در دستگاه دولت .

    دوصف فوق روی منافع شان با هم در مبارزه اند. عناصر متشکله هر صف از طریق احزاب و سازمان های مدافع منافع شان به طور جدا جدا به هدف نمی رسند بناءً می کوشند غرض نیل به پروگرام حداقل و حد اکثر شان با حمایت دوستان منطقه یی و بین المللی سیاست های را عملی کنند . منافع حداقل صف اول را تحقق خواست های صنفی و منافع حداکثر شان را ایجاد دولت ملی دموکراتیک تشکیل میدهد و منافع حداقل صف دوم را حفظ  حالت موجود و منافغ حداکثر شانرا بدست داشتن قدرت دولتی تشکیل میدهد.

     درچنین وضعیت و حالت باید احزاب و سازمان های مدافع منافع کارگران دهقانان ، پیشه وران ، روشنفکران و صنعت کاران ملی در یک جبهه متحد متشکل شوند و به حیث نیروی مطمئن در جامعۀ افغانی خود را مطرح و تثبیت نمایند .

 

آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 12 فوریه 2014 ، 05:17 )