نوشته شده توسط آزادی    دوشنبه ، 13 مارس 2017 ، 07:31    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
افغانستان آماج جنایات علیه بشریت

10 مازچ 2017

افغانستان آماج جنایات علیه بشریت

تروریستان شریر بین المللی باحمله به بزرگترین شفاخانه کشور در شهر کابل، جنایت هولناک  « جنگی » ،  « ضدبشری » و « علیه بشریت » را مرتکب و یکبار دیگر چهره سیاه ، ننگین ، زبون وجبون شانرا بمثابه دشمنان انسان و انسانیت به نمایش گذاشتند.

در مطابقت با تمام معیار های حقوقی، موازین قبول شده حیات مدنی و دینی ، این بربریت ، تجاوز بر والاترین ارزشهای انسانی و مدنی بوده و قتل انسانیت میباشد و باید بطور گسترده درمقیاس ملی و بین المللی مورد نفرت قرار گرفته و تدابیر عاجل بخاطر گرفتاری و محاکمه جنایتکاران اتخاذ و سازماندهندگان و دولت های حامی آنان در فهرست سیاه سازمان ملل متحد درج ومورد تعزیرات شدید بین المللی قرار گیرد.

مطابق به تمام معیار های حقوق بین المللی از کنفرانس لاهه ( 1907 م ) ، تا اساسنامه نورنبرگ ، دیوان جزایی بین المللی ، دادگاه لندن و کنوانسیونهای چهارگانه ژینو ( 1948 م ) ، این عمل جنایتکارانه که « بشکل هدفمند » و « از قبل پلان شده » صورت گرفته در کتگوری « جنایات : جنگی ، ضد بشری و علیه بشریت » مسجل گردیده است.

مطابق کنوانسیونهای یاد شده ژینو : « جنایات جنگی شامل تمام موارد نقض حقوق بشردوستانه در منازعات و درگیری های جنگی میشوند و جنایات ضد بشری اعمال پراز قساوت برضد انسانها کشتار گروهی و تعرض بر سلامت جسمی و اخلاقی انسانان را احتوا مینماید » . ماده ( 48 )همین کنوانسیونها ، ماده ( 7 ) و ( 8 ) دیوان جزایی بین المللی و معیار های هفت گانه صلیب سرخ بین المللی موارد چهارگانه را مشخص ساخته که شفاخانه ها به طریق اولی شامل آن میگردد و بی نیاز از اثبات  است که حمله بر شفاخانه محمد داود خان با نقض « قانون و آداب جنگ » ، افراد بی دفاع ، مریض ، زخمی و ناتوان را هدف قرار داده است.

در همچو موارد که وقوع « جنایت علیه بشریت و جرایم جنگی و ضد بشری » ، اظهر من الشمس است ، موارد الزام حقوقی بر مجرم ، سازمان عامل و دولت حامی  ، از طرف مراجع مسئول وارد شده میتواند،

در برابر این مصیبت ملی که باعث شهادت و مجروحیت دها هموطن عزیز و بشول بهترین سرمایه های علمی و معنوی و دکتوران گردیده و انسانیت بقتل رسیده است ، چه میتوان کرد ؟

با تقبیح و محکوم ساختن متحد المال و یا به سبک و سیاق سیاست بازان عوام فریب ، مزورانه استدعای قاتلان سفاک و متکرر ، اکتفا کرد ؟

هشدار و زینهار إ إ إ

ای ملت از برای خدا هوشیار شوید إ إ إ

گوسپندی برد این گرگ مزور همه روز

گوسپندان دیگر خیره در او مینگرن

کارد به استخوان رسیده و دشمنان تاریخی افغانستان ، پلان نابودی این سرزمین رامتحقق میسازد . افغانستان در دایره شیطانی محور های شرارت منطقه و جهان و در گرداب طوفانزای کشمکش رقبای سیطره جو وجهانخوار دور جدید بازیهای بزرگ و مسابقه  جیوپولوتیک و نیابتی منطقه یی و جهانی کماکان بخاک و خون کشانیده میشود.

در یک بازی بسیار پیچیده و مرموز و مافیایی که مخوفترین اشکال بنیادگرایی « اسلامی » بمثابه ابزار آن استخدام گردیده است ، افغانان را از اساسی ترین حق طبیعی ، یعنی حق حیات ، حق داشتن کشور و اعمال حق حاکمیت ملی و حق گذار بشاهراه تمدن محروم میسازند ، تا سر زمین افغانان لانه تروریستان ، کشتزار مواد مخدر ، عمق ستراتیژیک و معبر ورود به آسیای میانه مورد استفاده قرارگیرد  مقابله با ارواح خبیثه و سونامی خوفناک بنیادگرایی « اسلامی » و شرارت پیشه گان تروریست ، مستلزم  یک منشور ملی است

تا بخاطر دفاع از حقوق یاد شده یی مردم و وطن ، ترور و تروریسم بمثابه دشمن مشترک هست و بود افغانستان اعلام و مورد نفرت ملی قرارگیرد. تروریست و قاتل قوم و مذهب ندارد و دشمن تمام مذاهب و اقوام با هم برادر و برابر افغانستان میباشد.

این مصیبت ملی را باید به روز رستاخیز ملی و نقطه پیوند ملی مبدل ساخت و با چنگ زدن بوحدت ملی که هست و بود افغانستان در گرو آن است ، بخاطر تن آغشته بخون مادر وطن  وفاق و اشتراک گسترده ملی را برای دادخواهی حقوق افغان و افغانستان سازمان داد.

چشمداشت از اجانب و به اصطلاح جامعه بین المللی  که مسئولیت اخلاقی شان در قبال تراژیدی خونبار افغانستان که معلول و محصول مداخله خارجی بوده واضیح میباشد،  اما در احوال  افتراق ملی و فقدان اقتدار ملی ، وجاهت و اعتبار ملی یک سرابی بیش نخواهد بود.

بدون موجودیت عامل نیرومند داخلی که همانا دولت مقتدر ملی و متکی بر حاکمیت قانون و قوای مسلح ملی و غیر تنظیمی و قومی ، هیچگاهی مقابله با احوال اسفبار جاری ممکن نمیگردد.

هرگاه حاکمیت قانون وجود میداشت در همچو حوادث خونین در گام نخست باید مسئولین درجه یک وزارت های قوای مسلح مستعفی و مورد استجواب و بازپرس قرار گیرند و ستون پنجم که زمینه سازی آنرا نموده ، مشخص گردد.

یک دولت کارا ، دستگاه دیپلوماسی مسول و فعال باید رسالت دفاع  و داد خواهی از حقوق مردم ووطن را در مقیاس جهان مطرح و بشورای امنیت سازمان ملل متحد عارض گردد.

دیگر از کفر ابلیس معروفتر است که پاکستان مرکز تروریسم و دولت آنکشور حامی تروریستان میباشد و ببرکت سیاست های کجدار و مریز امریکا و انگلیس روز تا روز گستاخانه تر عمل مینماید.  باید اذهان داشت که در اوضاع وخیم و پیچیده کشور گسیل بیشتر عساکر آمریکائی به افغانستان حل مشکل نبوده و نخواهد بود بلکه اتخاذ یک سیاست روشن و شفاف دولت آمریکا در برابر دولت پاکستان ، بحیث محور شرارت منطقوی و حمایت و تقویه تروریزم بین المللی ، موثر تر خواهد بود.

دوسیه پاکستان بنابر همین دلایل میتواند در شورای امنیت ملل متحد ، بر وفق فصل هفتم منشور و متکی بر اصل

United nations sencations

بحیث مرکز تروریسم و دولت آنکشور بمثابه حامی تروریستان بر طبق اصل

Legal settlement sancation

مورد تعزیرات قرار گرفته و بحیث یکی از محور های خطرناک  شرارت با تحریم ها مواجه گردد.

هرگاه پارلمان ممثل اراده ملت وجود میداشت ، طرح این سوال مبرمیت خاص دارد که این همه پیمانهای ستراتیژیک

و بخصوص با ایالات متحده امریکا ، چرا تطبیق نمیگردد . بر اساس عرف حقوق بین المللی  قرارداد های که ضمانت اجرایی نداشته و مرعی الاجرا نگردد ، ( کان لم یکن ) پنداشته میشود.

Pact Sunt Sarwanda

همان اصل حقوقی باستان است که در حقوق بین المللی معاصر نیز ماهیت و اهمیت قرارداد ها را توضیح میدارد

این دیگر مضحک مینماید که امریکا با افغانستان پیمان ستراتیژیک دارد و توسط متحد " پیمانکار "  آن سلاخی میگردد.

انجمن حقوقدانان افغان در اروپا با احساس مسولیت در قبال افغانستان و تراژیدی خونبار مردم به عزا نشسته ما ، این اعلامیه را بخاطر دادخواهی و بلند کردن صدای اعتراض به تمام نهاد و مراجع افغانی و بین المللی ارائه مینماید و از هموطنان عزیز و نهادهای افغانی متمنی است تا با قلم و قدم بخاطر دفاع از حقوق مردم اشتراک مساعی نمایند.

با حرمت

هیات اجراییه انجمن حقوقدانان افغان در اروپا