نوشته شده توسط آزادی    دوشنبه ، 5 ژوئن 2017 ، 06:14    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
چرا ارزش هاي انساني به تاراج میرود؟؟؟

چرا ارزش هاي انساني به تاراج میرود؟؟؟


بخش چهارم – استاد صباح

یکی از بحران‌های دنیای معاصر این است که ثروتمندترین افراد لزوماً بهترین و بامعرفت‌ترین و با عرضه‌ترین افراد نیستند. شک دارید؟ به دور و برتان نگاهی بیندازید...خیلی از آدم‌های باشرافت و فهمیده وضعیت معیشتی خیلی مناسبی ندارند... باورکنید راست می‌گویم ...

لکه ی ننگی از افکار ناپخته قدرتمندانی است که جهان را  به خواست و طمع خویش به دو بلوک نابرابر تقسیم کرده اند ،شرق و غرب.شرق را ممالک ضعیف ،درمانده وقابل سرزنش نامیده اند وغرب را مدرن ودارايي تمدن ،صاحب قدر ت وپولدار وتعين کننده سرنوشت انسانهاي شرقي .

دنیای کثیف کسانی که هیچ بهایی به انسانیت نمی دهند وهمواره درمشق هزار و یک برگ انسان نوازی خود همه خوشی ها را در عالم خیال برابر تقسیم کرده اند و هرکسی را به سهم واقعی خویش رسانده اند .

آنان که آدمی را به نژادهای بدتر وبرتر تقسیم نموده اند وهمواره بر طبل بدآواز خشونت کوبیده اند، یک روز در پی یافتن تروریسم، لشکری تا دندان مسلح به آن سوی مرزهای خود روانه می کنند، میکشند،غارت می کنند،به تاراج مي برند وبه انسانهای بی دفاع  تعرض می کنند، حیثیت آنان را بر باد می دهند واز سوی دیگر،در پی اعطای نشان آزادی ملت ها وسرنگونی نظام ها ی غیر مردمی " به اصطلاح دیکتاتور"دم از نجات ورهایی ملت ها وحقوق بشر می زنند.خیالی جز استثمار آنان در سر نداشته وهمه وعده های دروغین آنان سرابی بیش نیست.به راستی که خود مسبب اصلی حقارت انسانهای گرسنه وبدبخت قرن حاضر هستند( روزي بوش پسربه افغانان گفته بود سخاوت وانسان دوستي غربي ها راخواهيد ديديد ، اين وعده عملي شد اما برعکس آن  .

تنها بر طراحان و مسببان جنگ نمی توان خرده گرفت ،آنان که به قتلگاه بشریت نمی اندیشند وطراح هیچ خشونتی علیه بشریت نبودند اما در برابر این همه سختی و  رنج های بشر بی تفاوتند ومهر سکوت بر لب چسبانده اند.به یقین بر رنج هایی که برنسل های دیروز و امروز وارد است باید پاسخگو باشند گرچه یقین دارم وجدانشان از مصیب های بیچارگان عالم  به خواب آرام  هرگز فرو نخواهد رفت .

من خود شک داشتم این تصاویر،واقعیات  زندگی انسانهای قرن بیست و یکم باشد!

قرنی که ادعای حا کمانش نجات بشریت  ازچنگال شوم قحطی و گرسنگی بود!

کودکی چگونه برای سیری شکم خود پستان خشکیده گاوی را می مکد

چه می دانیم فقط تماشاگر خوب حوادث ناگوار تاریخیم وبس وشاید امتحان انسانیت ماست.

 

به چه قیمتی این چنین ارزش انسان به تاراج میرود و چوب حراج به سرش می کوبند

این چه دنیای تلخی است؟

دنیای ازحیرانی وسرگردانی بشرامروز، حکایت دنیای مدرن وانسان های گرسنه او

جهانی فرورفته درگرداب سنگ دلی وبی رحمی

چه رویداد هولناک وشرم آوری !

جنگ هیولای فقر وگرسنگی به سرزمین فرزندان آدم.

فرجام کار چیست؟چه پاسخی به نسل های پرسشگر فردایمان  خواهیم داد؟

آیا نمی پرسند این درماندگی و بدبختی معلول چه چیزهای بوده ؟

آیا نمی پرسند چطورانسانی برگرسنگی و تنهایی انسانیت دیروز اینچنین بی تفاوت بوده است؟

دیدگان ما چه پاسخی به نسل های پرسشگر فردا خواهد داد؟

کودک ناتوان وبی کس امروز ،آینده ساز فرداست

انسان فردا ! فردایی که امروز می سازدش

چه جمله عجیبی"انسان جانشین خدا در زمین"

عاطفه ها کجا رفته!؟

چرا بر وجدان خفته بشریت فریاد نمی کشیم ؟

پی در پی ،بی وقفه فریاد بزنیم

آنچنان که وجدان فروخفته ی انسان سیاست زده وماشینی، آشفته و سراسیمه بیدار شود وازدرد بی مسئولیتی وتعهد به انسان وهمه مصیبت هایی که بر نسل بشر تحمیل شده  ناله و خون گریه کند.

چه اتفاقی افتاده است!

نمی دانی چگونه بشریت قربانی هوس های زشت دنیا شده.

دنیایی که ذلیلانه به دنبال ما می دود ومارا در حصار فولادین خویش حقیرانه زندانی نموده است

بیدار شو!

برخیز؛حیثیت انسانیت بر باد رفته است!!

شرافتش در بازار سیاه  چه ارزان به حراج گذاشته شده!!!

بیدار شو!

خفت روزگار برگردن انسان نماها همچون طوقی بلند آویخته شده

ببین انسان به چه روزی افتاده است!

گرسنه!

چه درد جان سوزی به جانمان افتاده است .

این سلاح خاموش شرم آور قرن چه بیدا می کند،

چه بیرحمانه شلاق سرخش را بر تن نحیف کودک گرسنه فرو می آورد.

بیدار شو!فریاد بزن! تا انسانیت بیدار شود

از خواب زشت غفلت و بی مسئولیتی

چشمانت را باز کن !خوب بنگر!

چگونه گاوی ،فرزند آدم را نوازش می کندوبه فرزند خواندگیش پذیرفته است.

چگونه ممکن است محبت حیوانی به کودکی از جنس وشکل ما

که ما خود او را رها کرده ایم.

حتی به فکر شیطان هم خطور نمی کرد روزی فرزند آدم برای زنده ماندن تقلا کند،نه برای زندگی

ببین چگونه ابلیس برگرسنگی فرزند آدم می خندد

در تلاطم سخت روزگار ودر پیچ وخم زندگی دشوار ماشینی امروز پاسخ فردا را چه خواهیم داد؟

چه کسی بر شکم های گرسنه این نسل فراموش شده گواهی خواهد داد؟

نسلی خاموش،بی هیاهو وگریزان ،تنها برای سیری شکم خود از دست روزگار نامهربان چه   شلاق هایی که نخورده است. نسلی که  بر رخسار به خاک نشسته شان دنیایی از سئوال بی جواب را نظاره گریم.

بی پاسخ ! نسلی که تاریخ  شاید آنان را هم فراموش کرده است؛

چرا که برگ های  تاریخ به خدمت تهی دستان ورق نمی خورد وبه باورم برگرسنگی گرسنگان هم شهادت نمی دهد

تا حاکمیت نمرودیان بر زمین استوار است و زر در خدمت  زور کمر همت بسته است

تا فرعونیان بر استخوانهای مظلومان اهرام  بزرگ  بنا می کنند

براستی چه کسی پاسخ نسل های آینده را می دهد ؟

اگر کسی سئوالی از جنس پرسش آن کودک گرسنه از ما بپرسد ،چه پاسخی داریم ؟

نسل خاموش امروز چگونه فردا را می سازد ؟

بیائید به دردهای بشریت گوش کنیم،رنج هایی را که بر او در طول تاریخ تحمیل شده است ،یکی یکی بازگو کنیم

بیائید با سخاوت دستانمان عشق را معنا کنیم ولبخند را تقسیم.