نوشته شده توسط آزادی    چهارشنبه ، 21 ژوئن 2017 ، 07:14    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
بحثی پیرامون تشکیل «جبهۀ ملی ـ دموکراتیک چپ»، خواست ونیاز زمان است


بحثی پیرامون

تشکیل «جبهۀ ملی ـ دموکراتیک چپ»، خواست ونیاز زمان است


هیچ مبارزه‌ ای بی‌هدف نیست ولی خواست های انسانی در گفتار و رفتار انسانهای متعهد به انسان پروری ومیهن دوستی متجلی میگردد. این عنوان عاریتی از قلم رفیق عزیز ما قاسم آسمائی به روشنی حقیقت آنچنانی است. از آنگاهی که محتوای تحلیلی این بحث را خوانده‌ام کوتاه سخن های عزیزان را نیز در ادامه آن دیده خوانی مینمایم. بی گمان حمایت و تائید از چنین خواست شریفانه ای تحسین بر انگیزو قابل ستایش است. روح آرزو ها و امید های خدمتگذاری به مردم وزیستگاه مردم را در طبیعت عزیزان جاودان میخواهم. تا ایندم که من پیرامون عنوان بالا، نوشتن سطوری در فکر دارم از طریق صفحه نویسنده آن این عنوان شانزده بار شریک ساخته شده، هشتاد و هشت بار علامت تائید خورده ویازده نظر ودید پیرامون آن نگاشته شده ، که فقط یک نظر منفی در آن دیده میشود.

تحلیل شرایط موجوددر این یادداشت که توانسته این بحران مضاعف کشوری را در یک محتوای موجَز بگنجاند که نبود ها وکمبود ها از نظر دور نماند ویا اگر چنین اتفاقی رخ داده با نظر داشت حرف اندک برای حوصله افزائی از آن عبور شده ، رفیق آسمائی گرامی دست تانرا میفشارم. انرژی گرفتیم.

با این اثر‌بخشی میخواهم فرا تر از تائید از آنجائی که این محتوا به مساله معینی توجیه شده پیرامون آن چند تا سخن بنویسم پس اجازه دهید برای ادامه بحث این پراگراف را به باز خوانی بگذارم

«قَیم های خارجی دولت و ادارات اطلاعاتی آنها، تنها با طرد کارمندان دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان بسنده نکرده، بلکه با حیل گوناگون وبسیار ظریفانه ومحیلانه در صدد جلوگیری از تشکل نیروهای ترقیخواه و چپ در کشور شدند ودر ظاهر امر زیر عنوان تعمیم دموکراسی و انتقال تجارب، صدمه های جبران ناپذیری را بر همه سازمانهای های سیاسی نیروهای چپ وارد نمودند واز چند حزب وتشکل سیاسی نیرومند، احزاب گونه های بی شماری را با موجودیت اعضای محدود ومعدود، حمایه مالی وسیاسی کردند وهرگاه قدمی برای وحدت ونزدیکی تشکیلاتی آنها برداشته شده، مزورانه تلاش نموده اند تا انشعاب و درزی دیگری را ایجاد نمایند. پیامد این وضع، پراگندگی وبی اعتمادی کنونی است زیرا در سراسر کشور یک سازمان فراگیر و برخوردار از حمایه مردم وجود ندارد که خواست های اولی و اساسی مردم را مطرح ساخته واز آن دفاع وبه حیث نیروی تاثیر گذار برحوادث کشور عمل نمایند»

اکنون اینرا میشگافیم که با چنین یک وضعیت حاکم بر فضای سازمانهای مترقی و نیرو های چپ جبهه

ملی و دیموکراتیک چپ میسر است؟

وقتی بحث نیرو های ملی دیموکرات وچپ مطرح می‌شود بی تأمل میدانیم که محوریت آن باز مانده های ح د خ ا میباشد. این در حالیست که بیست و شش سال از آغاز پراگندگی باز مانده های حزب دیموکراتیک میگذرد. با وجود این فعالیت چپ در افغانستان بیشترینه در وجود همین نیرو ها بازتاب میابد. گزینه های سیاسی هم همین نیرو ها را مدنظر دارد. این یگانه موضوعی است که ارائه طرح برای گزینه های سیاسی را سهل و آسان میسازد، بخصوص که ما همه به این باور استیم ، اوضاع وشرایط مسلط در کشور تأثیر گذاریهای را موافق با روان پراگراف بالا بر حیات سیاسی این نیروها هم نموده است . از همینجاست که در پهلوی هویت میراثی این نیرو ها اصل تفکر این نیرو ها محوریت گزینه های سیاسی را قوام می بخشد. به این معنا که وقتی ما می‌بینیم بصورت عملی عده از این نیرو ها می‌روند برای نظام موجود در زمینه بقا همکاری مینمایند ،اینجاست که ما نمیتوانیم در یک فورمول عام حتی موفق به تشکیل جبهه مورد بحث این عنوان شویم. به این دلیل بوده که بطور متداوم ومداوم وپیوسته برای رفتن بسوی گزینه های اتحاد و ائتلاف اول گزینه وحدت را مطرح کرده ایم . اینکه تا هنوز هم چرا به عملی شدن این گزینه موفق نشده‌ایم من به این باور استم در حالی که فورمول را عام مطرح نموده ایم در طرح های مشخص هم پیگیر نبوده ایم. در همین نزدیکی ها اسمای مبارک حدود صد رفیق را که با نتیجه‌گیری از تفکر موجود شان به اساس سرگذشت وقضاوت های مشترک شان نسبت به گذشته سیاسی به تنظیم یک طرح دعوت شدند عزیزان حرفی برای گفتن نمیگویم نداشتند ولی نگفتند .این در حالیست که در ورای تشخیص مواضع این عزیزان بخوبی نمایان است که هیچ نوع اختلاف چه از حیث مواضع سیاسی و چه از حیث تفکر واندیشه با هم ندارند. این رفقا شامل سازمانهای از حزب متحد ملی، حزب مردم (البته نه در وجود حزب ترقی ملی) کمیته فعالین ح د خ ا ورفقای خارج تشکیل شامل قضاوت مشترک نسبت به گذشته سیاسی میباشند. باید بگویم که نام نویسی رفقا برای تنظیم یک طرح به هیچ صورت محدود نیست تا آنجا که برای حافظه میسر بود عجالتآ در حدود صد رفیق یادداشت شد که خود از لحاظ ارقام میتواند برابری با یک تعداد سازمانهای موجود نماید. آن یادداشت را در باره در ادامه این بحث به خوانش عزیزان میگذارم.

رفقا! اجازه دهید واضح تر وشفاف تر سخن بگویم تشکیل و کارائی جبهه وقتی میسر است که جبهه محوریت نیرومند داشته باشد. در جبهه ای که این همه رؤسا،هر یک خود را محور تلقی کنند وبه نیروی جاذب متکی نباشند اول ایجادش دشواری دارد و بعد کارائی اش برای یک هدف واحد مثبت نمی‌تواند باشد.

این تجربه را همه داریم برای ا شغال مقام ریاست افرادی اند که در برابر وحدت احزاب توطئه می چینند حالا جبهه ای که با سلیقه های گوناگون تشکیل شود چه کاری را از پیش خواهد برد؟ با حفظ راز ورمز های بیشتر تجربه ائتلاف نیرو های مترقی، شورای همکاری احزاب، جبهه نجات واقعیت‌های شکننده گی چنین جبهات را باز گویی میکند.

بیائید رفقا با یک عزم راستین ومتین روی وحدت نیرو های هم اندیش طرحی را تنظیم کنید که نه راه برای فرار و نه راه برای تخریب باقی بماند. با الهام از روح وحدت خواهانه سازمانی که من عضویت اش را دارم با اطمینان میگویم که بر بنیاد چنین خواست که در وجود نیرو های هم اندیش تمثیل شود برای نهضت واحد زحمت کشان افغانستان مساله تشکیلاتی چنین سازمان در نتیجه اجماع نظر رفیقانه بکلی مورد تائید میتواند باشد.

من اطمینان دارم اگر اراده نماییم این وحدت تأمین میشود.

م ی هادی

 

آخرین بروزرسانی ( چهارشنبه ، 21 ژوئن 2017 ، 07:15 )