نوشته شده توسط آزادی    پنجشنبه ، 27 ژوئیه 2017 ، 07:48    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نگاهی به منشور تیم تحول و تداوم

 

نگاهی به منشور تیم تحول و تداوم


دزد با پشتاره

سوژه منظر اندیشه‌ های یک کلیت ، دریچه علایق فهم دید، نمایه اجزای متراکم سازه های تصویر گر ذهن ، و در نهایت افاده فرآورد سیر فکربرای بیان موضوع است .

تفسیرسوژه بحث حاضراز همین نظر به تفکر منشور تیم تحول وتدوام به پیش قراولی اشرف غنی احمد زی نامزد انتخابات ریاست جمهوری (جمهوریت تحت سوال) متمرکز است.گرفتار سوژه بحث ما سند امضا شده از محکومیت کسیست که پیش از پیش نوشته آنچه که به انجام میرساند جرم خواهد بود.

بلی بیان ذیل سخن ریس تیم تحول وتداوم اشرف غنی احمد زی است که نوشته:

در طول تاریخ افغانستان، عامل اصلی بحرانها و چالشها، حکومت هایی بوده که با منطق خود کامگی عمل میکرده اند. حکومت خودکامه دارای شاخصه هایی است:

1 -در حکومت خود کامه، حاکمیت ناشی از اراده ای مردم نیست و به همین جهت از مشروعیت به معنای امروزین آن برخوردار نمیباشد.

2 -حکومت خودکامه، هیچ نوع مشارکتی را برنمیتابد و سیاست اصلی آن مبتنی بر انحصار قدرت و حذف دیگران است.

3 -در این نوع حکومت، به قدرت سیاسی به عنوان یک »هدف« نگریسته میشود، نه یک ابزار و وسیله برای تأمین خدمات عمومی و لذا برای رسیدن به آن و یا حفظ آن از هر وسیله ای هرچند نامشروع استفاده میشود.

4 -در این نوع حکومتها، فرهنگ، عقیده، دین، اخلاق، اقتصاد و تجارت، همگی در خدمت »قدرت« قرار میگیرند و از همه ای آنها استفاده ابزاری میشود. اما نتیجه ای خودکامگی، قبل از هر چیز دیگر »بی ثباتی سیاسی« در کشور است. زیرا خودکامگی با هویت انسان به عنوان یک موجود آزاد و انتخاب گر، ناسازگار است و از همین رو نمیتواند دیرپا باشد و بسیار زود عکس العمل ایجاد میکند. این عکس العمل گاهی به صورت مقاومتهای مردمی بروز میکند و منجر به سقوط حکومتهای خودکامه میگردد. برای نجات از بحران، باید حکومت مردم سالار تأسیس شود.حکومت مردم سالار، برعکس حکومت خود کامه، مبتنی بر اراده و رأی مردم است و به جای سیاست حذف، از سیاست مشارکت استفاده میکند و هدف اصلی آن حفظ قدرت نیست، بلکه هدف عمده آن حفظ نظم عمومی و ارائه خدمات عمومی است. همچنین این حکومت در مقابل شهروندان خود، غیر جانبدار بوده و هیچ گونه موقف قومی، لسانی، نژادی و مذهبی نداشته و حقوق برابر شهروندی را مبنا و اساس حکومتداری خود قرار میدهد. " منشور تیم تحول وتداوم »

«منشور» تصویر وارونه عملکردیست که در شرایط حاضر مردم آنرا با تمام حواس شان درک ولمس مینمایند. منشوری که یادهانی برای نا کاری خودی را تسجیل نموده واقعیت حال واحوال مردم وسر زمین مردم است. منشوری که درک وفهم یک آدم «دانا تاپه شده» را دررفتار و کردار ریس اشغالی قدرت با تضاد و تناقض بصورت آشکار افاده میدهد که نه تنها ژست‌های نطاقی و حتکای او زشت و بدور از دانائی شخصیت رجل سیاسی در راس است بلکه مولفه های سیاست را هم به سخره گرفته است .کسی که مشروعیت انتخاباتی را در آغاز نه بلکه درپایان قدرت میبیند فکریست که از عقل سلیم در بدن سالم استحصال نمیشود چنانچه مینویسد: مشروعیت نظام نیز حادثه ای نیست که در جریان هر پنج سال یک بار رخ میدهد.

حالا اگر ناخواسته به این بینش مکث شود باید دید که زمان سپری شده حکایت از چه داده‌های دارد.

در آغاز سخن منشور از تفکر اشرف غنی احمد زی آمده که:

در طول تاریخ افغانستان، عامل اصلی بحرانها و چالشها، حکومت هایی بوده که با منطق خود کامگی عمل میکرده اند.

بی گمان که بدون استثناء «در طول تاریخ افغانستان» چند تا از این حکومات وطولانی ترین آن دوره زمامداران آل یحی باید باشد. زمامدارانی که با مشخصات «خود کامگی» بوده اند. نه تنها بقایای همان زمامداران در درون این نظام ورژیم از مقام های اعزازی برخوردار استند که صفره یاد بود مرده های شان سالانه پهن میگردد، وشاهد استیم که در گذشته ریس جمهور پراشوتی جناب حامد کرزی و در تداوم آن اکنون اشرف غنی احمدزی میزبان نان ونام این زمامداران خود کامه بوده ومیباشند. هر قدر به گذشته هم برویم باز عده‌ای از همان زمامداران خود کامه اند که نام شان در نشانها و مدالهای افتخاری در سینه مفتخرین سنجاق میگردد. عزت بخشی های این چنانی حاکمان کنونی خود بدان معناست که هم حامد کرزی و هم اشرف غنی احمد زی تداوم چنین یک زمامداری اند ریس تیم تدوام« احمد زی» درست نوشته که چنین یک زمامداری مستوجب تعریف خاین به مردم ومیهن میباشد. حالا این سؤال مطرح است که وقتی در طول تاریخ حکومات خود کامه به تعریف کلمه اصلی آن بالای مردم تحمیل شده است این حاکمان حاضر که مرده های آنان را با القاب بابا و شخصیت ملی جبری به مردم میخواهند بقبولانند از همان جنس نیستند؟ که صد البته استند.بخصوص که اشرف غنی احمد زی را با ادبیات پشتو» ولس مشر» که بسیار ارزان ورایگان در مطبوعات هم راه یافته مانند بابای ناخوانده ملت میخواهند در چنین جایگاه میخکوب نمایند نمیدانم چرا قشر آگاه به این مساله اعتراض ندارد «ولس مشر» معنای درست ریس جمهوری نیست این در حالیست که ریاست جمهوری « احمدی زی» هم مشروعیت ندارد چگونه ممکن است او بزرگ شهروندان کشور باشد. اگر این درست است که ولس مردم است اشرف غنی احمد زی کلان مردم نیست. پس آگاهان این مساله را در نظر بگیرند.

سخنان نا همگون تناقض است ولی وقتی حرف و عمل همگون نباشد این خدعه است. حرف و عمل ریس تیم تحول و تداوم هر دویِ این بار را حمل میکند. او مینویسد در حکومت خود کامه، حاکمیت ناشی از اراده ای مردم نیست و به همین جهت از مشروعیت به معنای امروزین آن برخوردار نمیباشد تناقض آشکار در سخن او این است که او مشروعیت انتخاباتی را یک پروسه میداند در حالیکه محک این مشروعیت رأی مردم است این همان اصل مشروعیتی است که اشرف غنی احمد زی ازآن نه تنها که بر خوردار نیست بلکه کار کرد او در اشغال سه ساله قدرت تمام مشخصات یک حکومت خود کامه را که خود او آنرا در منشور تحول وتداوم تعریف کرده ، بروز داده است. قدرت اوکه ناشی از رأی مردم نیست حتا گپ رأی گوسفندی را شامل ادبیات سیاسی ساخت واو را در معراج خود کامگی جلوس داد.

سخن معروف است که تاریخ تکرار نمیشود. این تکرار نشدن مربوط به زمان و منحصر به افراد است اما تشابهات تاریخی مکرر میتواند بروز نماید. در گذشته تاریخی کشور همانطوری که در منشور تیم تحول و تداوم به آن اعتراف شده است حکومات خود کامه هیچ مشارکتی را بر نمیتابد و سیاست اصلی آن مبتنی بر انحصار قدرت و حذف دیگران است

ما حصل حکومت اشرف غنی احمد زی تکرار تاریخ نه بلکه عمل‌کرد متشدد خود کامگی در پیوست با خود کامگی زمامداران سلف اوست. این رفتار متشدد خود کامگی در باطل ساختن رأی مردم است. مردمی که برای اجرای عدالت رأی دادند نه تنها برای حذف توطئه آمیز نمایندگان آن‌ها آستین بالا زد که از گلوی اشغالگران سر زمین صدا بلند کرد ورای دهندگان برای عدالت را با توطئه سر نیزه وتفنگ تهدید نمود و سیاست مبتنی بر انحصار قدرت را دیگرنه با تکیه بر حامیان خارجی بلکه با تازیدن اشغالگرانه آن‌ها بر مردم در منصه اجرا گذاشت. سیاست حذف و انحصار قدرت اگر در گذشته های تاریخی با کشتن ، به دار آویختن وکور کردن همدیگر اعضای خانواده زمامداران خود کامه پیاده میشد اشرف غنی به نسبت نداشتن ویا هم نبودن این رابطه ها با خودش مطابق طبیعت ارثی به نا چار به روی رأی دهندگان خود شمشیر باید بکشد تا ارضای طبیعت خود کامگی نماید.

مولده یک نظام بیمار یک حکومت معیوب است . در حال حاضرچنین یک دولت زمام امور را بدست دارد. دولتی که نه مشروعیت رأی مردم را دارد و نه عملکرد هدفمندانه برای تأمین مردم وعمران کشور در آن مشاهده میشود. یک گروه ازآدم‌های طماع به هدف رسیدند وحالا در خدمت سیاست‌های کلان قرار دارند. بدون هیچ ضمانتی پایگاه نظامی در اختیار ایالت متحده آمریکا قرار دادند وسند اشغال وتسلیمی را زیر نام پیمان امضا نمودند. از آن وقت تا حال هیچ چیزی از حیث امنیت، صلح، ثبات، تامینات اجتماعی، شغل، بهداشت نه تنها تغیر نکرد در پهلوی آن تضاد ها و تعصبات قومی زبانی سمتی محلی به شدت دامن زده شد. حتا مفهوم عدالت را در بند کشیدن مساوی اتنیکی ها تعبیر و تفسیر نمودند این رویکرد عملی درست همان پیش‌بینی منشور تیم تحول و تداوم است که نوشته در حکومت خود کامه

به قدرت سیاسی به عنوان یک »هدف« نگریسته میشود، نه یک ابزار و وسیله برای تأمین خدمات عمومی و لذا برای رسیدن به آن و یا حفظ آن از هر وسیله ای هرچند نامشروع استفاده میشود .

این درست همان چیزیست که دولت موجود به آن مبادرت میورزد.با توجه به رویکرد های این دولتمداران بخوبی معلوم می‌شود که قدرت بدست این‌ها یک هدف است. برای رسیدن به آن دیدیم که چه مضحکه های براه انداختند. از خود برتر بینی های مضحک شان قصه و افسانه ساختند که گویا نام های شان بر نوزادان تبرک شده و خانم‌های بار دار زمان خودشانرا از یاد برده‌اند، وبا اینحال رسواگریهای اندرمیانی شانرا دیموکراسی تعریف کردند. سیاست را میدان بز کشی نسبت دادن، اعلان مقابله ملائی، شمشیر نشان دادن پیر فریبکار چون مجددی و لاولعب بیشتررا در ادبیات سیاسی دخالت دادن در پهلوی سایر افزار نا مشروع در سیاست وسیله نا مشروع زبانی است که ریس تیم تحول و تداوم آنرا بکار گرفته و تا هنوز هم با چیغ های نا موزون ونا موجه این ژست‌ها را تکرار میکند و از بس که در فریبکاری غرق می‌شود گاهی حضرت علی را نواسه خدا میگوید و گاهی پیغمبر را «صل وسلم» وگاهی تکبیر های نماز را به اشاره دیگران اصلاح میکند این‌ها همه وسایل نا مشروع زبانی اند که بیشتر به رسوائی خود جناب اشرف غنی احمد زی تمام شده است .این گروه به خواست سیاستگذاریهای کلان به این هدف( قدرت) رسیده‌اند و حالا تمام رویکرد های این دسته برای بقای خودشان در قدرت و خدمتگذاری به حامیان شان است. مطابق استراتیژی سیاست‌های آمریکا و متحدین آن می بینیم که نا امنی سراسری شده وگروه های تروریست در شاهرگ های نظام جابجا ساخته می‌شود.

باری در همین روز های نزدیک اشرف غنی احمد زی گفته بود که نتائیج کار های او بعد از پنجاه سال معلوم می‌شود این سخنان او درست موازی به گپ های سرهنگ لاورنس ویلکرسون ریس دفتر کالین پاول وزیر خارجه اسبق ایالت متحده آمریکا یکی از افسران باز نشسته است که گفته جنگ افغانستان نیم قرن دیگر دوام خواهد کرد. لاورنس اینرا نیز گفته بود که «این جنگ بخاطر طالبان و القاعده نیست، این جنگ بخاطر روسیه، چین، ایران، سوریه، عراق و پاکستان است» در متن این مساله میدانیم که برای رسیدن به قدرت ازکدام افزار ووسایل کار گرفته شده و برای بقای آن تا اینکه در خدمت سیاست‌ گذاریهای کلان قرار گیرند اهداف معین مدنظر است .

وضعیت جاری وموقف گیری مردم درست واکنشهای اند در برابر حکومت خود کامه ای که ظهور ووجود آنرا منشور تیم تحول وتداوم مهندسی کرده است. در حکومت خود کامه فرهنگ، عقیده، دین، اخلاق، اقتصاد و تجارت، همگی را در خدمت قدرت میگیرد

بخوبی روشن است که تمام این مسایل را اشرف غنی احمد زی در خدمت قدرت گرفته است به سادگی میتوان دید که اولین نشانه سو استفاده از فرهنگ مردم همین طرز لباس پوشیدن جناب احمد زی است . امتیاز بخشی به نا اهل ترین تاجران دین چیزی جز در خدمت گرفتن عقیده برای قدرت نیست در حالی که او خود به آن باور ندارد. سو استفاده ازدین در برخورد با تروریستانی که بنام دین انسان میکشند بسیار واضح است. تروریستان طالبی را با توطئه ودسیسه از زندانها آزاد میسازد . زمینه سقوط ولایات ولسولی ها را یکی پی دیگر فراهم میسازد. ساحات امن را که نفوذ و پیشروی اهداف حامیان خارجی قدرت دولت است با حذف مدافعین آن نا آرام و نا امن میسازد. تمام ارکان دولت را به فساد مصاب ساخته است . بنیاد ها اتحاد و همبستگی ملی را تا سرحد نابودی کامل آن رسانیده است . تروریزم را بر مقدرات مردم تحمیل نموده وبه حیث افزار بقای قدرت استفاده میکند. افغانستان را دو باره به پناه گاه تروریستان و تخته خیز آنان بسوی اهداف کشورهای غرب وغلامان عربی آن تبدیل نموده است. زمینه فرار مردم را لشکر سازی نموده وبی گمان که مردم خانه و کاشانه شان را از هوس ترک نمیکنند، در حالیکه در این مهاجرت ها خطرات فراوان را متقبل می‌شوند که هزاران تن تا کنون به کام مرگ رفته‌اند، نتیجه سیاست‌های حاکمان کنونی در راس اشرف غنی احمد زی است. شمار معتادان، کشت وقاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان غارت ثروت‌ های ملی ارقامی اند که کشوررا در صدر ارتکاب این جرایم قرار داده است. در نتیجه این سیاست هاست که ثبات از این سرزمین کوچیده وبحران مضاعف دامنگیر این ملک شده است. حالا این مردم اند در برابر این همه بی ثباتی و بحران صدا بلند میکنند و برای تغیر این نظام ودولت دست به هر امکانی میزنند واین چیزیست که در طرح منشور اشرف غنی احمد زی در برابر یک نظام خود کامه پیش‌بینی شده است . با این حال وقتی به منشور تیم تحول و تداوم دقت شود حاکمان موجود دزدان با پشتاره ای اند که محکومیت آنان نیاز به هیچ سند ومدرکی ندارد...

م ی هادی