نوشته شده توسط آزادی    شنبه ، 19 دسامبر 2015 ، 06:26    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

اشک درویش

ترحم کن خدایا ،یک کمی بیش

میازار بیش ازین ،پروردۀ خویش

بجای خنده وباران رحمت

چرا؟ریزی همیشه اشک درویش

بجای گرگ وکفتارِ خون ریز

چرا؟ تیغت بسوی بره و میش

چه ظلمی بود به باغ ما نکردند؟

زمرگ گل،دل بلبل شده ریش

بساسالیست که مابیچاره گانرا

گهی ماروگهی عقربزندنیش

جدا از تن، کنند سر را، بنامت

باین سر ها ،تو هم اندک باندیش

اگرعدلت بُوَد دایم،همینسان

مراتیراست،زاین آئین،زاین کیش

مسعود حداد

 

18دسمبر 2015

آخرین بروزرسانی ( شنبه ، 19 دسامبر 2015 ، 06:27 )