نوشته شده توسط آزادی    شنبه ، 8 آوریل 2017 ، 11:31    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نقش طالبان درکشت ، توليد وقاچاق مواد مخدر

نقش طالبان درکشت ، توليد وقاچاق مواد مخدر

" پژوهش مستند درمورد زرع ، توليد وقاچاق موادمخدر"

قسمت پنجم (استاد صباح)

دخیل بودن طالبان درقاچاق مواد مخدر، قاچاق سنگ های گرانبها، آثارباستاني ، تجارت اسلحه ، مافیای ترانسپورتی واختطاف برای اخذ پول افزایش یافته است . جنگ باعث مي شود تا طالبان که به این درآمد سرشارعادت کرده اند ادامه بدهند .

كشت وقاچاق مواد مخدر يكي از معضلات جدي براي افغانستان و كشورهاي منطقه به وجود آورده است. اين محصول پيوند با ناامني ها در افغانستان و كشور هاي منطقه دارد. كشت و چاقاق آن بر اقتصاد كشور هاي منطقه تأثير منفي داشته است. دوتاسه ميليون شهروند افغانستان را معتاد نموده است. اين رقم درپاكستان چند برابر است. در ايران نيزيك رقم پنچ و يا شش ميليون نفرمعتاد است. كشورهاي آسيايي ميانه نيز ازآسيب اين محصول به دور نبوده است.

كشت ترياك درسال دوهزارنووده ميلادي با كاهش كشت ترياك مواجه شديم ولي درسال هاي بعد دوباره گراف آن بالا رفت. درسال دوهزارچهارده در حدود دوصدوبيست پنج هزار هكتار زمين زير كشت ترياك قرار داشته است. كشت و قاچاق مواد مخدر پيوندي با اقتصاد كشورهاي منطقه، گسترش ناامني، انحراف اجتماعي و ... دارد. در ذيل تلاش مي كنم پيوند و سهم گروه طالبان از كشت و قاچاق مواد مخدر را روشن سازم.

طالبان در سال نوزده نودچهاراعلان نمودند كه با كشت و قاچاق مواد مخدرمبارزه مي كند. اما آن ها به زودي اهميت اقتصادي مواد مخدر را به منظور اخذ ماليه ازآن درك نمودند. وقتي كه قندهار را براي بار اول تصرف نمودند، اعلان كردند كه از كشت كوكنار و توليد ترياك جلوگيري مي شود. اعلان طالبان، ديپلمات هاي آمريكايي را تشويق كرد كه فوري با طالبان تماس برقرار نمايد. ولي در جريان چند ماه طالبان دريافتند كه آن ها به كشت كوكنار ضرورت دارند، جلوگيري از آن هم به دهقانان ضرر دارد و هم به يك منبع بزرگ عايداتي شان از بين مي رود. طالبان به جمع آوري ماليه اسلامي «ذكات» از تمام معامله گران ترياك آغاز نمودند. طالبان دريافت بيست درصد ماليه به نام ذكات، هيچ انديشه و نگراني ديني نداشتند و ندارند. اگر چه بر اساس تعاليم ديني هر مسلمان مكلف است ازعوايد سالانه خود دو و نيم در صد را به نام ذكات به فقرا و محتاجان بپردازد اما، طالبان بدون توجه به تعاليم اسلامي آن را به بيست درصد در صد افزايش داده بود.

در گزارش هاي سالانه دفترجرايم و مبارزه با مواد مخدر سازمان ملل و وزارت مبارزه با مواد مخدر اين نكته بار ها يادآوري شده است كه كشت وقاچاق مواد مخدر در ولاياتي افزايش داشته است كه طالبان بربخش هاي از آن ولايت كنترول دارد. به عبارت ديگر، ميان كشت و قاچاق مواد مخدر و حضور طالبان پيوند مستقيم وجود دارد. در گزارش جديد نيز آماده است كه كشت مواد مخدر درمناطق بوده است كه طالبان حضوردارد. به عنوان مثال كشت مواد مخدر در جنوب شصت شش در صد گزارش شده است. در مركزافغانستان كه طالبان نفوذ ندارد تنها دو در صد بوده است.

ماليه صادرات ترياك مبلغ بزرگ عايداتي و اقتصاد جنگ طالبان را تشكيل مي دهد. درسال نوزده نودپنج ادارات مربوط به ملل متحد، عوايد سالانه صادرات مواد مخدر پاكستان-افغانستان را 1.35 ميليارد دالرتخمين كردند. طالبان از عوايد ناشي از مواد مخدرسلاح، مهمات ومواد سوخت جنگ، خريداري مي كردند. باقي نيازمندي هاي طالبان نيز از همين عوايد تأمين مي گرديد. اكنون نيز، طالبان بخش ازنيازمندي هاي ميدان جنگ خود را ازعوايد ناشي از مواد مخدر تأمين مي كند. با اين حال، كشت و قاچاق مواد مخدر بيش از آن كه سود اقتصادي براي ما داشته باشد بيشتر ضرر بوده است. بر اساس تخمين سازمان ملل در دهه نود ميلادي دهقانان كمترازيك در صد عوايد ترياك را حاصل مي كند. در حدود دو نيم در صد در كيسه تجار و قاچاق بران افغاني و پاكستاني مي ريزد. پنچ درصد نصيب كشور هاي مي شود كه هروئين از داخل آن ها به مقصد اروپا و آمريكا عبور داده مي شود. متباقي عوايد به جيب قاچاقبران و معامله گران در اروپا و آمريكا تعلق مي گيرد. با اين عوايد ناچيز در حدود يك ميليون دهقان در حدود يكصد ميليون دالر در سال از كشت و برداشت ترياك حاصل مي كند. از اين مبلغ بيست ميليون دالر در سال نصيب طالبان مي شود. اكنون عوايد گروه طالبان به ميليون ها دالر مي رسد. پولي كه منجر به ريختن خون نيرو هاي امنيتي و شهروندان بي گناه كشور مي شود. با اين حال، هزينه آن تنها محدود به آن نمي شود.

كشت مواد مخدر در افغانستان باعث شده است كه مصرف اين مواد دركشور بالا برود. بر اساس گزارش ها در حدود سه ميليون نفردر افغانستان معتاد به مواد مخدر است. اين در حالي است كه شبكه هاي پخش و توزيع مواد در سطح شهر به آساني صورت مي گيرد و نهاد ها قادر به كنترل آن ها نيست. اين رقم اما، در حال افزايش است. در سال بعدي به احتمال زياد با آمار تكان دهنده از معتادين مواجه گرديم كه مشكل جدي براي حكومت ايجاد خواهد كرد.

با اين حال، كاهش كشت و قاچاق مواد مخدر بستگي به دو مسئله اساسي دارد. اول به استراتژي مبارزه با مواد مخدر در افغانستان و در سطح منطقه. دوم؛ ارائه گزينه هاي بديل به دهقانان. با اين حال، گزينه بديل بايد بتواند ارزش معادل كشت ترياك را در زمان برداشت محصول به دهقانان بدهد. ما در هر دو بخش تا حدودي با مشكل مواجه هستيم. استراتژي نداريم. گزينه بديل نيز نتوانسته ايم تعريف نمايم. اگر چه در سال هاي اخير زعفران به عنوان يك گزينه بديل عرضه شده است اما در سطح بازار بين الملل براي اين محصول بازار يابي صورت نگرفته است. براي همين، دهقانان اعتماد به فروش رفتن آن ندارد. بنابراين، لازم است كه براي محصولات بديل ترياك بازار يابي گسترده در سطح بازار هاي منطقه و بين الملل صورت گيرد.

در پايان اين نوشتار يك بار ديگر بايد متذكر شد كه كشت و چاقاق مواد مخدر با گسترش ناامني رابطه مستقيم دارد. ترياك مهمترين عوايد گروه طالبان را تشكيل مي دهد. سهم آن ها از كشت و قاچاق مواد مخدر به اندازه اي است كه بتواند موتور جنگي آن ها را روشن نگه دارد و در بخش هاي مختلف افغانستان تهديد جدي براي حكومت ايجاد نمايد. بنابراين، مبارزه با مواد مخدر به اندازه مبارزه با گروه طالبان اهميت دارد.
طالبان ازسال ۲۰۰۱ به بعد یک سیستم پیچیده و چند بعدی را برای کسب درآمد درافغانستان و منطقه ایجاد کرده اند. درداخل افغانستان، درآمد این گروه از منابع مختلف تامین میشود که شامل کشت و زرع خشخاش، تولید مواد مخدر و انتقال آن است. در عین حال طالبان درشرکت های مختلف برای پول شویی سرمایه گزاری کرده و همچنان از ناحیه اختطاف ها، اخاذی از تجارتخانه های افغانستان،بهره برداری غیرقانونی ازمنابع طبیعی و درگیرشدن دردیگر عملیات جنایتکارانه، خود را تامین میکنند. طالبان منابع پولی خود را برعلاوه اینکه ازکشور های خلیج بدست می آورند از سه گروه قاچاقچي که رهبری آترا سه نفرازقوم نورزایی برعهده دارد، دریافت میکنند. گزارش این افراد را حاجی بشر نورزایی، حاجی بریگت وحفیظ الله خان شناسایی کرده اند. حتی میگوید که حاجی بشرازمشاورین نزدیک ملا عمر، رهبر طالبان بود واکنون دریک زندان در ایالات متحده محبوس میباشد. اما شبکه قاچاق مواد مخدراوهنوز هم فعال است. اقتصاددان طالبان مولوی کبیر نام دارد که بیشتربنام عبدل کبیر محمد جان شناخته میشود و ارتباط نزدیک با حاجی باغچو دارد که یک عضو برجسته قاچاق مواد مخدر در ولایت ننگرهار میباشد.

درارتباط به پول شویی طالبان، گزارش میرساند که حبیب علیزی، یک قاچاقبرقندهاری همراه با شرکای خود چند شرکت را برای این منظورتاسیس کردند که یکی آن شرکت نوشابه اتحاد بود. استفاده ازاحواله پولی است که از طریق آن لاهورجان ازجلال آباد پول مواد مخدر را انتقال میداد. همچنان شخصی بنام حاجی جمعه خان برای حمایت مالی ازطالبان دست به قاچاق مواد مخدرمیزد و بعد ازدستگیری دراندونزیا در سال ۲۰۰۸ به نیویارک منتقل شده و محبوس است.
درسال ۲۰۱۱، دفترکنترول دارایی های خارجی، شرکت تبادله پولی انصاری جدید را بعنوان بخشی از شبکه پول شویی طالبان شناسایی کرده است. به همین ترتیب از افراد دیگری که شامل حاجی عزیزالله على زی ازهلمند، شاه محمد بارکزايی، حاجی بازمحمد، هادی ومحمد ولی دراین گزارش بعنوان کسانیکه منابع مالی راازطریق تولید و قاچاق مواد مخدر برای طالبان فراهم میکردند یاد شده است.

طالبان از کشت خشخاش نیزده در صد حُشر را به زور از زارعین میگیرند. باوجودیکه بهره برداری از منابع طبیعی یک عنصر عمده در توسعه اقتصادی آینده افغانستان به شمار میرود وهنوزهم راه هایى برای کوتاه کردن دست طالبان ازاستفاده غیرقانونی ازاین منابع، جستجو نشده است. طالبان ودیگر گروه های تندرو همواره شرکت های درحال رشد را مورد تهدید قرارمیدهند. به طورنمونه، جواز فعالیت های اکتشافی معادن درافغانستان بخاطر تهدید گروه حقانی و عمالی از گروه حزب اسلامی متوقف شد.
سه نوع  دخالت طالبان، برجسته است،اول اینکه مستقیماً در این استخراج سهیم میباشند، دوم سعی میکنند از عملیات جواز داده شده حکومت به آنها اخاذی کنند وسوم اینکه به عنوان فراهم کننده خدمات دراین فعالیت ها نقش دارند. مثلاً درمعدن سنگ لاجورد درولسوالی کران و منجان ولایت بدخشان که هیچ منفعت نظامی و یا سیاسی برای طالبان ندارد، بر اساس اطلاعات حکومت افغانستان، طالبان میخواهند کنترول آنرا بدست آورند. دلیل آن موجودیت ذخایرلاجورد درآن ولسوالی است. همچنان درلوگر، وردک، پکتیکا و خوست، طالبان مانع میشوند که حکومت افغانستان درآمد استخراج و فروش کرومیت را بدست آورند. بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ طالبان به صورت مسلسل با اختطاف مردم افغانستان و خارجی ها، سرمایه گزافی را با اخذ فدیه دریافت کرده اند، این در حالیست که در زمان حکومت طالبان،  تحت یک لایحه، اختطاف برای اخد فدیه جایزنبود. درعین حال قاچاق انسان، یکی ازراه های دیگرطالبان برای اخد پول میباشد که بیشتر آن افغانانی میباشند که میخواهند برای کاروزندگی به اروپا بروند.