نوشته شده توسط آزادی    پنجشنبه ، 18 می 2017 ، 06:21    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
فريادي ازبي عدالتي وزورگويي بخش دوم

فريادي ازبي عدالتي وزورگويي

عصرجنگنده هاي بي سرنشين وماهواره هاي نظامي

بخش دوم – استاد صباح

کودکان قربانیان اصلي سوء تغذیه محسوب مي شوند. کودکانی که ازسوء تغذیه شديد رنج مي برند هر ساله تا 160 روز از سال را با بیماری پشت سر مي گذارند.  تغذیه نامناسب نقش مهمی در نیمی از 10.9 میلیون مورد مرگ و میر سالانه کودکان جهان را دارد . سوء تغذیه، همچنين بر کوتاهي قد، 32.5 درصد از کودکان در کشورهای در حال توسعه تاثر مستقيمي داشته است. به لحاظ جغرافیایی، بیش از 70 درصد از کودکان دچار سوء تغذیه در آسیا، 26 درصد در آفریقا و 4 درصد در آمریکای لاتین و کارائیب زندگی می کنند. در بسیاری از موارد، حتی قبل از تولد، مادر نيز دچار سوء تغذیه مي باشد. سوء تغذیه زنان باردار در کشورهای در حال توسعه باعث آن شده كه يك ششم كودكان با وزن كم متولد شوند،متعاقبا اين امر باعث افزايش ناتوانی های یادگیری، روانی، عقب ماندگی، بهداشت ضعیف، کوری و مرگ زودرس در بين كودكان مي شود.

از طراحان جنگنده های بی سرنشینی که زندگی پيلوت قومیت خود را برمرگ هزاران کودک و زن گرسنه ی سرزمین های غارت شده جهان سوم ترجیح می دهند. از آنان باید پرسیدکه بی واهمه در جستجوی پس مانده های خود ساخته  تروریسم در DNAخون ساکنان بی دفاع افغانسان بردست های بی رمق زنان و کودکان مظلوم این دیار سرنگ فریب میزنند.  از آنانکه با طرح نقشه های بدبینی تفکیک قومیتی ومذهبی در مراکز فرماندهی سازمان های امنیتی و جاسوسی به فکر گسترش قلمرو سیاسی خود  جا خوش کرده اند.

در پشت درهای بسته وکاخ های فولادین و بی روزنه شورای حقوق بشر تشکیل می دهند از حقوق بر باد رفته بشریت سخن می گویند با اعضایی ثابت از انسان های  بی رحم  وبی اطلاع از دنیای پیرامونشان ودقایقی دیگر بی شرمانه با پر رویی تمام سر از اتاق جنگ در می آورند تا آمار انسان های کشته شده در جنگ های تحت مدیریت شان را در دفتر سیاه حقوق به اصطلاح بشر ثبت نمایند سپس در پشت تریبونهای وابسته خبری جهان که از جیب مبارکشان ارتزاق می کنند ازمدیریت جهانی ،نجات بشر و رفع فقر وگرسنگی در اقصی نقاط جهان سخن می رانند وبا نوشتن مقالات خوشرنگ در قالب ادبیات کلاسیک ازحقوق حیوانات تا انسان ها  هزاران سطر ادبی به رشته تحریر در آورده اند.اما با کمال تأسف نتیجه این  تعاریف،چالش بزرگ گرسنگی انسان های قرن بیست و یکم  است که میلیون ها نفر از زنان وکودکان سرگشته و ناتوان درکشورهای مختلف با این پدیده شوم دست به گریبانند که بر این اساس ضرورت بسته ی نجات جامعه بین اللمل بیش از هر زمانی برای سیری شکم این ملت ها کاملا احساس می شود.

چرااز هرشش انسان زنده بر روی کره زمین یک نفر باید گرسنه بخوابد؟

غارت معادن طلا،الماس ودیگر معادن کمیاب در قاره سیاه چه معنایی دارد؟ درست است که تعدادی ازکشورهای جهان سوم  توانایی سیر کردن شکم  مردم خود را ندارند اما حق استفاده از ثروت های خدادادی کشور خود را که دارند ! سئوال اساسی که سالهاست دراذهان عمومی ملت ها ی چپاول شده بی پاسخ مانده این است: اگر دنیای مرفه غرب و یا بلوک به اصطلاح سرمایه داری خود صاحب  چنین معادن استراتژیک ،چاه های نفت ودیگر ثروت های زیر زمینی دنیا ی شرق یا به اصطلاحی جهان سوم بودند اجازه گرسنگی وبدبختی ملت خود و سیری شکم  انسانهای غیرخود ویا به نوعی دنیای شرق را می دادند؟ جنگ،کودتاهای متعدد و نظامیگری وهمچنین تقسیم شک برانگیز مرزهای جغرافیایی ملت ها به سرکردگی استعمارگران در نقاط مختلف جهان سالیان متمادی است در پدیده شوم قحطی و گرسنگی ملت ها نقش مؤثری دارد.پیامدهای زیانبار این چنین تحرکات علاوه بر کشتن ،زخمی شدن وآوارگی انسان های بی دفاع تداوم جنگ های داخلی بوده که جز نابودی مزارع و کشتزارها ،آلودگی آب ودر نهایت فقر حقارت بار و بدبختی انسان ها حاصلی به بار نیاورده است.در این گونه ممالک انسان هایش  به علت کمبودغذا،رواج فقر ،بیسوادی،سطح پایین فرهنگ و بهداشت ،سوء تغذیه ورواج روز افزون بیماری های روانی و ناراحتی های جسمی تابلوی هولناک ، غم انگیز وبسیار فاجعه باری به تصویرکشیده است .

چرا بشریت به چنین سرنوشت فلاکت باری گرفتارشده است؟

همه ملت ها چشم امید به سیاست های سازمان ملل متحد دوخته اند.سالهاست منتظر نسخه های نجات بخش لاتین وترجمه شده به سایر زبانها ی ملل که از کاخ  شیشه ای نیویورک  بیرون می آید نشسته اند.

آیا درسازمان مللی که نمایندگان همه کشورهای دارا و ندار حضور دارند راهکاری اساسی برای نجات سیل عظیم گرسنگان جهان وجلوگیری از جنگ و خشونت علیه بشریت گرفته شده است ؟

البته منکر خدمات این سازمان در حل بسیاری از بحران های خشونت بار جهانی نمی شویم علیرغم تلاش های سازنده و پیگیری های مؤثری که درحل مناقشات بین الملل وخشونت ها ی جهانی داشته ،هنوز جامعه بشری نگران اعمال نفوذ قدرت های سلطه جو و بهره برداری های سیاسی از این سازمان  به سرمی برند. سازمان ملل متحد برآمده از رأی و نظر ملت های جهان است باید خطر گرسنگی بشر را به عنوان مهمترین بحران قرن حاضر در دستورکار قرار دهد. نباید وقت نشست های مهم این سازمان معتبرجهانی صرف خواسته کشورهای صاحب نفوذ ودارنده همیشگی برگ برنده حق وتو شود وتحت تأثیر سیاست های توسعه طلبانه این گروه که بر مبنای تفکر اعمال فشار در قالب زورناتو و حکم شورای امنیت استوار است قرار گیرد.منشور ملل متحد همه انسان ها را فارغ از رنگ ،نژاد ،ملیت ومذهب برابر به حساب می آورد وضمن خرابی همه دیوار های پلید نابرابری و تبعیض تعهد  می نماید در برابر هر گونه  تخطی به حقوق انسان ها ونجات بشر از گزند روزگار مسئول و پاسخگو باشد.