نوشته شده توسط آزادی    شنبه ، 10 ژوئن 2017 ، 06:19    مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
بیائید پل پیوند بشریت را معنا ببخشیم !

بیائید پل پیوند بشریت را معنا ببخشیم !


بخش پنجم- استاد صباح

 

لشکرکشي استعمارگران ، جنگ،کودتاهای متعدد ونظامیگری وهمچنین تقسیم شک برانگیز مرزهای جغرافیایی ملت ها در نقاط مختلف جهان سالیان متمادی است در پدیده شوم قحطی و گرسنگی ملت ها نقش مؤثری دارد.پیامدهای زیانبار این چنین تحرکات علاوه بر کشتن ،زخمی شدن وآوارگی انسان های بی دفاع تداوم جنگ های داخلی بوده که جز نابودی مزارع و کشتزارها ،آلودگی آب ودرنهایت فقر حقارت بار و بدبختی انسان ها حاصلی به بار نیاورده است.

در این گونه ممالک انسان هایش  به علت کمبودغذا،رواج فقر ،بیسوادی،سطح پایین فرهنگ و بهداشت ،سوء تغذیه ورواج روز افزون بیماری های روانی و ناراحتی های جسمی تابلوی هولناک ، غم انگیز وبسیار فاجعه باری به تصویرکشیده است .

بیائید گوش کنیم صدای مادری پریشان حال را که از ترس له شدن فرزند خردسالش زیر پای چکمه پوشان بی رحم چنین ناله می زند. رنج های  پدری پیر،نان آور خانه ای که دیگر دست های بی طاقتش یارای کار ندارند.

فریادهای برادری که مرگ برادر خود را شاهد است وخواهری که طاقت دوری مادر ش را ندارد.

ناله پیرزنی ناتوان که عصای دستش را در این هیاهوی زمان گم کرده است و نگاه خسته  پیرمردی تنهاورها شده در کومه ای متروک،بی نان !

وگله بانی که گله های رمیده اش  راطاقت جمع کردن ندارد

همه را گوش کنیم ، این ها همه درد است

درد!

دردهای  نانوشته ، یا نوشته  شده و نخوانده!

دردهایی که بر صفحه ی سپید کاغذ دردمندان می آید ولی بر دل سیاه بی دردان نمی نشیند

دردهایی خسته تر از خستگی و درمانده تر از بی کسی ما.

دردهایی که آرزویم نگفتن آنها بود

وهرگز نشنیدن آنان !

دیدم از دور همه برای گرسنگان دست تکان می دهند دست هایی با انگشتان بسته و بی روزنه،

دست هایی که فرمان از دل نمی گیرند ویکپارچه گوش به فرمان نیرنگند

وچشم هایی بی احساس،نظاره گر بی شرم  فلاکت انسان امروز،

می بینم با دو چشم ، رنج های او وفریاد های بی صدایش

از حنجره ی بی صدای او که دیگر آوای امید زمزمه نمی شود

از فانوس شکسته او که سالهاست در انتظار شعله ای خاموش نشسته است.

دیدم برگرسنگی بینوایان هرکسی دل می سوزاند،

اشک جاری می کند وشاید ناله سرمی دهد

اما  ندیدم دلی که از سهم خود بگذرد

اشکی سوزناک بر زمین ریزد،

ودستانی که تکانش دهند ،بلندش کنند ویا لقمه ای بر دهانش بگذارند.

همواره از دردهای بی درد گرسنگان رنج می کشم وبرآن شدم تا رنج های آنان را بر صفحه ی کوچک کاغذ بیاورم تا شاید التیام درد بزرگ خود باشد

تماشاگر رنج گرسنگان.

نوشتم ، نوشتم از نشان بی نشان آدمیت عصر اتم،

از دست های نامهربان بشریت

تا چشم های غمگین کودکان آواره وگرسنه سرزمین خود وسرزمین های دورتر

هر جا که انسان گرسنه ای باشد. که نوشتن تنها شناسنامه بی کسی گرسنگان خواهد ماند وبه یقین روزی برگرسنگی شان در دادگاه  عادل تاریخ سوگند خواهد خورد.

ارزش های انسانی را پاس بداریم

 

اگرشما مقداری خوراک دریخچال, لباسی بر تن,  سقفی بالای سر وجاي برای خواب دارید از ۷۵ درصد مردم دنیا پولدارترید.

اگرمقداری پول دربانک یا جيب خود دارید جزو ۸درصد پولداران دنیا هستید.
اگرامروز صبح با احساس سلامتی ازخواب بیدار شدید خوشبخت تر از ۱ میلیون نفری هستید که پایان این هفته را نخواهند دید.
اگرتا بحال میدان جنگ, اتاقهای شکنجه وسوراخ سوراخ شدن انسانها را ندیده اید, از ۵۰۰ میلیون نفری که زنده اند و زجر میکشند خوش شانس ترید.
و اگر این متن را خواندید از ۳ میلیارد نفری که سواد ندارند خوشبخت ترید.

جامعه بشری اعم از توسعه یافته و درحال توسعه و بازماندگان از کاروان توسعه یافتگی باید نیازهای انسان دنیای فرا مدرن را درک کنند.برای این ارتباط دوسویه باید سلطه طلبی دولت ها کنار گذاشته شود.طبقات،گروه ها با اولویت بخشی به نیازهای ضروری انسان و تقدم بخشیدن به این نیازهای اساسی همه جوانب امر را در نظر بگیرند.انسان جدید که دوره بعد ازنظام سنتی را پشت سر می گذارد ناخواسته تن به وضعیت نابرابر ساختگی به دست انسان ها ی صاحب نفوذ دنیای مدرن می دهد.فراموشی اخلاق و فرار انسان از باورهای دیروز وضعیت نامطلوبی در محیط اجتماعی به وجود آورده است.ارزش های انسانی فراموش شده،بشر دچار نوعی خود فریبی گردیده است ،همه چیز را با پول وارزش های مادی می سنجد ولی در گذر زمان ثبات وضعیت جدید که دوگانه و تعارض آفرین است،بشررا از ارزش های والای انسانی دور می کند.این چالش بزرگ شکافی عمیق بین جوامع غنی و فقیر را دوچندان می نماید.

"ما هرگز نمی خواهیم حقی برای دیگران قائل شویم." این تفکر غلط انسان عصر پست مدرن باایجاد فاصله های طبقاتی زشت،منجر به سرخوردگی بشر وگسترش روز افزون خط فقر،کمبود بهداشت،ناامیدی و عدم آموزش می شود و به تبع آن سلامت جهانی مورد تهدید قرار می گیرد. زمانی می توان به تعریف انسان اجتماعی همت گماشت که حق اورا تعریف کنیم وشخصیت اجتماعی اش را توسعه دهیم.نمی توان با  اعمال محدودیت از جمله فشار اقتصادی،رواج فقر و گرسنگی به نتیجه فرمول شفا بخش نظام ارزشی انسان مدار امیدوار باشیم؛زیرا بقای روابط بین ملت ها هرگز با توسل به زور و اعمال خشونت وگرسنه نگه داشتن جامعه بشری استمرار نخواهد یافت ولی با تعامل، تقسیم عادلانه ثروت ورعایت حقوق انسانی ملت ها می توان ارتباط ونزدیکی را ایجاد وبه حل مسالمت آمیز بحران های جهانی از جمله گرسنگی همت گماشت. ما انسان ها همه متعلق به این کره خاکی هستیم.تنها جایی در عالم بیکران هستی که حیات درآن  جاری است،باید با وحدت نظروکمک به یکدیگر از فروپاشی نظام اجتماعی جامعه بشری جلوگیری نماییم.نظام رقابتی حاکم بر جهان و طبقاتی کردن جامعه زیبنده عصر بیداری ملت ها نیست.

گرسنگی وبرده کشی در عصر سرمایه داری هیچ توجیه منطقی ندارد.خطرات ناشی از قدرت یابی روزافزون نظام مدرن در چارچوب گروه جی-8   بدون توجه به نیازهای اولیه جوامع فقیر نوعی چنددستگی جهانی را بوجود آورده است.فرهنگ وعواطف انسانی دستخوش تغیرات اساسی گردیده ، رشد تکنولوژی ودرکنارش نابرابری های اجتماعی موقعیت دولت ها را به خطر انداخته است.امروزه نیازهای ابتدایی بخش عظیمی از جوامع بشری برآورده نمی شود.شاید خطر بی هویتی وعدم شناخت فرهنگ بومی وملی در پس واژه گرسنگی هشداری جدی به فرمانروایان جغرافیای سیاسی ملت ها باشد.

 

آخرین بروزرسانی ( شنبه ، 10 ژوئن 2017 ، 06:25 )