نوشته شده توسط آزادی    دوشنبه ، 29 می 2017 ، 06:25    چاپ
چرا ملل جهان متحد نشدند؟

چرا ملل جهان متحد نشدند؟

بخش سوم – استاد صباح

این جهان جا پست اولین وآخرین دنیایی که عکاسان سیرش،
برای جایزه ازگرسنگان جهان سوم عکس می‌گیرند ...وگرسنگان هنوزدنبال يک لقمه نان سرگردان اند.

تابلوي نقاشي ازکودکي که درچهارراهي بوت رنگ ميزد، نقاش تابلورا ثروتمند کرد.

وهنوزسرهمان چهارراهي کودک گرسنه بوت هارا پالش میزند کودکی که بهترین سوژه بود

شعرشاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه ها را درو کرد
شاعرونويسنده ازگرسنگي درگوشه خلوت خانه کرايي اش جان سپرد.

آیا ملت های گرسنه و سیر می توانند متحد شوند ؟

تز اتحاد ملت های استعمارگرو استعمار شده را چه کسانی مطرح کردند؟

از روزولت باید پرسید ،چرا ملل جهان متحد نشده اند؟ در اولین بیانه ای که کشورهای فاتح  جنگ جهانی دوم  صادر کردند چرا حقی که برای خود در تعریف ارکان و نهادهای وابسته به سازمان ملل قائل شدند برای کشورهای شکست خورده در نظرنگرفتند ؟

جامعه ی بشری سالها ست نظاره گر نابرابری های اجتماعی از جمله کمبود غذا وگرسنگی درجای جای این کره خاکی است .خطری پنهان وسلاحی مرگبار جامعه انسانی را تهدید  می کند  و به آرامی ناباورانه انسانیت رابه مسلخ مرگ می کشاند.

انسانیت ما کجا رفته ؟

انسانی که همه چیزش درتايرموترها ي بی برگ قرن بيست يک گیرکرده است !

واژه ای نا آشنا که کاربرد معمولش برای فریب ملتها و توجیه غارتها و ظلم ها  تفسیر می گردد

انسانی که واژه غریب انسانیت را تنها در لای کتابهای به خاک نشسته کتابخانه های شهر جستجو  می کند،چطور می خواهد از حیثیت هم نوع خود دفاع کند ؟

اصطلاح «ملل متحد» را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد. اولین کاربرد رسمی این اصطلاح در بیانیه اول جنوري ۱۹۴۲ ملل متحد بود که در آن متفقین از مفاد منشور آتلانتیک پشتیبانی و اعلام کرده ‌بودند که از صلح جداگانه با نیروهای محور خودداری خواهند کرد.

انسان گرسنه ای که قرار بود به وعده حاکمان ثروتمند قرن نکبت بار بیست ویکم دیگرگرسنه نباشد وتاوان همه چیز خواهی انسان سیر شده را نپردازد کجا رفته است؟

انسانیتی که درصدای مهیب شلیک توپ و تانک ها وغرش  پیشرفته ترین جنگ افزارهای نظامی  جهان گم گشته وهیچ ردپایی از آن به جا نمانده است کی نمایان خواهد شد؟

انسانیت چکمه پوشان خشنی که بر گریه های دردناک زنان ستم کشیده اش درسومالی ،کنیا، بوسنی ، بحرین،عراق،افغانستان،فلسطین وجای جای این کره خاکی می خندند ،چه معنایی می تواند داشته باشد؟

کسانی که بر بی عدالتی و تبعیض انسانها وتقسیم آنان به رنگ های ظالمانه سیاه و سفید خرسندند ،کی بر منش انسانی والهی خویش اعتراف می کند؟

 

نزدیک به 870 میلیون نفر از 7.1 میلیارد نفر،به عبارتي ديگر یک هشتم نفوس جهان، از سوء تغذیه مزمن رنج می برند. تقریبا تمام افراد گرسنه- 852 میلیون نفر- درکشورهای در حال توسعه زندگی می کنند،اين ميزان حدود 15 درصد ازنفوس  كشورهاي در حال توسعه را تشكيل مي دهند.

انسانیتی که کودکان مظلوم گرسنه را به حال خود بی شرمانه رها نموده است چرا بیدار نمی شود؟

حقیقت این است پدیده گرسنگی در بسیاری ازنقاط حاصلخیز هنوز جان انسان ها را می گیرد. با این وجود می توان به این نکته مهم اذعان نمود که انحصار غلات وبهره برداری های سیاسی از گندم بر معادلات سیاسی،اقتصادی و اجتماعی کشورها نقش بسزایی داشته،در طول قرون گذشته میلیونها انسان گرسنه قربانی این نگرش نفرت انگیز شده اند که حتی نتوانسته اند شکم خود وفرزندانشان را سیر نمایند.اگر نگاهی عادلانه به طبیعت داشته باشیم سرزمینی بدون از موهبت الهی پیدا نمی شود حتی در بیابانهای برهوت می توان با ارائه راهکارهای عملی از بلای گرسنگی ساکنان این مناطق در سخت ترین شرایط جلوگیری نمود .همه نقاط زمین به اندازه تأمین زندگی بشر و آسودگی ساکنانش ظرفیت و توانایی دارد واین شرایط طبیعی را فراهم نموده است.اگرچپاولگران چشم طمع به ثروت های این مناطق نداشته باشند و با نیرنگ و خودکامگی زمینه قحطی و شرایط دشوار زندگی  را برای این ملت ها پی ریزی ننمایند، به یقین شاهد انسان گرسنه ای نخواهیم بود تا برای زنده ماندن دست به هر عمل غیر انسانی ورفتار ناپسند اجتماعی بزند.

حوادث دلخراش قرن حاضر قلب هر انسانی که به انسانیتش معتقد است و انسان را باور دارد به درد می آورد.درد گرسنگی وآثار زیانبارش تعریف معادله ساده ای است.عدم تقسیم عادلانه ثروت

وگرسنگی واژه غریبی نیست، نداشتن و نخوردن !! همین است وبس!

گرسنگی احساسی از نوع شرم بر بی شرمی بشر امروز

و تداعی کننده همه رنج های بشریت است.

میهمان همیشگی وناخوانده سفره های بی رنگ  فقرا وکابوس سیاه انسان ستیزی،

تلخی روزگار وسرسختی انسان هایش،نماد حقیقی  تبعیض وسکوت مرگبار رنج های او،

دنیایی از پرسش های بی پاسخ درکوران زندگی ودر اعماق دلهای فروخفته بشریت است.

تعریف نومیدی از روزگار و روزهایی که سراسیمه می آیند.

پرسشی بی پاسخ از کودکی غمگین ،آواره وگرسنه!

دنیایی از ناشکیبایی است،واژه ای آشکار از جنس تاریکی بر انسانیت مبهوت

راهی بی پایان از سختی زندگی ودلزدگی.

فریاد فروخفته درحنجره خشک انسان های ناتوان ودرد دلی بی گوش شنوا !

پیامی از جنس اضطراب وشکننده برای روح های ناآرام

در جستجوی پرسش های بی پاسخ  همیشگی تاریخ!

ماگرسنه ایم؟

خاطرات تلخ  زندگی انسان های گرسنه ومظلوم دیروز،امروز و فردا.

حکایت کودکی تنها ورها شده در پناه خدا به امید دست نوازشگری ویا بوسه ی گرمی برگونه ها ی خشکیده اش.

دستی مهربان از جنس دستان پرمهر پدر

وبوسه ای سرشار از مهربانی ومحبت مادر.

شاید هابیل هم گرسنه بود!

سوگند به تنهائیت ای انسان سرگشته!

فرزند آدم؛

به اشک های غلتان بر صورت چروکیده ات

ودست های لرزان بی رمقت،

به سرگشتگی توکه از رنج گرسنگی حیرانی و به تماشای دستان بی خیر ما  مبهوت

ما بدهکاریم به لحظات بی کسیت

وشب های بی خوابیت.

سوگند می خوریم  به ستارگانی که شبا هنگام محو تماشای بی خیالی جمعی انسان نمایند.

موجوداتی دوپا ،غرق در خوشی های ناخوشی روزگار و بی خیال روزگار.

سوگند به مهتاب که  قصه گوی شب های تنهایی توست.

سوگند به آسمان رفیع این سقف بی ستون ،

سقف گسترده خانه های بی دیوار وفرش،

شاهد بی ادعای همیشگی گرسنگان تاریخ !

سوگند به اصل انسانیتمان که بر بی انسانی ما  ضجه می زند.

به روح مقدسی که به کالبد بی جانمان حیات بخشید تا به حکم انسان بودنمان  یار و غمخوار یکدیگر باشیم،

به اشکهای جاری شده بر گونه های کودکی گرسنه

و نفس های بریده شده مادری سوگند

ما مسئولیم در برابر یکدیگر، در برابر اصول اخلاقیمان

در برابرکودکان گرسنه ای که حریصانه پستان بی شیر حیوانی  را می مکند

مسئولیم ومتعهد ؛

اما چه مسئولیتی در برابر این همه انسان گرسنه به عهده گرفته ایم ؟

می دانیم انسان امروز قربانی هوس های ناتمام خویش گردیده است

چرا زندگی دردناک گرسنگان را درک نمی کنیم؟

یکی سیر می خورد چون دارا ست ودیگری کم ،چون ندار

عجبا از این قانون وحشت بار !

چگونه می توان ادعا کرد جامعه جهانی از این معرکه بزرگ به دور خواهد بود،سیل غمبار و ویرانگر گرسنگی به شهرو دیارو خانه ی ما هرگز نخواهد رسید؛این چه باور غلطی است؟

مکیدن پستان بی شیرگاو شاید به دردناکی آن تصویری نباشدکه انسانی را در پشت گاوی شاهدیم  که از شدت گرسنگی دهان بر....؟  گذاشته وچه رقت بار ادرار آن گاو را بی اختیارمی مکد

در برابر این همه ظلم به انسانیت چه پاسخی داریم؟

این لکه ننگ بر دامن کل بشریت خواهد ماند

این صحنه دلخراش حقیقت تلخ  نومیدی انسان های گرسنه به دستان بی سخاوت بشریت امروز است،

دریچه ی نومیدی به دنیای آدم نما های مرفه وبی درد.

خاطره تلخ گرسنگی همه بشریت ودورنمایی مبهم ازآینده تاریک فرزندان آدم بر زمین!

زنگ خطری است برای نابودی بشر و رسوایی او،

پیامی از جنس قساوت قلب های بشریت،

فریادی است برهمه کاخ نشینان بی درد وشب نشینان سرمست،

هشداری، به پایان زمان

وبدبختی وفلاکت  پابرهنگان،

بغضی ترکیده از هیاهوی درون انسان گمشده وگرسنه،

تعریفی از خفت وخواری وشرمساری انسانیت

قصه قابیل،اولین ارباب بیرحم تاریخ

وهابیل اولین قربانی مظلوم این خاک که تنها جرمش تلاش برای عدل ومساوات بود بر زمین

چه مظلومانه در خون سرخش غلطید تا زمین این شاهد خاموش، تا ابد بر حقانیتش شهادت دهد

براستی،شاید او هم گرسنه بود!

تکرار مصیبت آدم وقصه ناتمام سرگشتگیش ،رانده شده از بهشت وهبوط بر زمین

یادآور محنت های نوح بر سرکشی قومش

ورنج های ابراهیم پیامبر خدا،

سختی های موسی شبان،

اشک های خشکیده یعقوب در فراق نور چشمش،

ناله های بی کسی یوسف در قعر چاه،

تهمت های ناروا بر عیسی پیامبر،

وفریادهای تاریخ ساز محمد بر اشراف بی درد قریش،

سند رسوایی  تقسیم بشریت ، نتیجه نامطلوب بی عدالتی حاکم بر جهان

مهر تأییدی بر شکست طلسم نامبارک نظام های نوظهور انسان پرستی،

حقیقت فروپاشی چارچوبه مکتب های" ایسم "دار پول نهاد است،

زلزله ای بر اندام باد کرده حکمرانان مست شده

وبرچسبی سیاه بر تابوت بی پیکر سیاه نماها است .

براستی ما از کدام نسلیم ،

سلسله هابیلیان یا قابیلیان؟

دردهایی که آرزویم نگفتن آنها بود

از قاره سیاه آفریقا،آنجا که انسانهایی مثل ما زندگی می کنند، تصویری از درماندگی کودکی را دیدم که در سال 1994 توسط عکاسی به نام "کوین کارتر" گرفته شده بود.رها شده در بیابانی خشکیده        بی حیات که به جز پوست واستخوان چیزی از او به جا نمانده بود.

مسافتی را در پی یافتن غذا روی زمین خشک ،بی آب و علف با دست و پا حرکت کرده بود  تا خودش رابه کمپ سازمان ملل متحد که در یک کیلومتری محل سکونتش بود برساند.در کنارش پرنده ای لاشخور منتظر مرگ او ویا درحقیقت به نظاره مرگ انسانیت نشسته بود.

چه صحنه ی دلخراشی !

تصویر تکان دهنده ای که جهانیان را در بهت و حیرت فروبرد و همه انسانهای دردمند را شوکه کرد.

تابلوی وحشت بار مرگ وحیات،

دورنمای سیاه آینده مبهم فرزندان آدم،

پیوند نامبارک فقر و زندگی،

وتولد نامیمون گرسنگی،

در یک کلام این تصویر سمبول همه دردهای ناتمام انسان است.

اما،دریغ از انسان باوری ما.

تصویری که انسان های لوکس دنیای برتر آن را به عنوان بهترین عکس سال 1994انتخاب و جایزه پولیتزر را تقدیمش کردند گرچه سزاوار بود این سند قابی بر پشت میز سردمداران  جهان قرار         می گرفت تا بیچارگی انسان های درمانده وتنها،هرگز از یاد شان نرود.

بلي ؛ اینها گوشه ای از واقعیات تلخ سرنوشت بشریت امروز است.

تراژدی هولناک مرگ انسانیت،  دنیای رقت بار انسانهای گرسنه ای که دیگر نای سخن گفتن و راه رفتن ندارند.

پرونده قطور وسیاه قدرت های  سلطه جویی است که جز به غارت و کشتار نمی اندیشند وفرجام  کارشان محصولی جز فقر ،گرسنگی وآوارگی انسانها به بار نخواهد آورد.